کرد شاگردی سئوال از اوستاد کز بهشت ، آدم چرا بیرون فتاد؟
استاد که خردمندی بینا دل بود ، به پاسخ شاگرد زبان گشود و او این چنین فرمود:
چون آدم به بهشت مستقر گردید ، هاتفی او را ندا داد که : ای نادان ظاهر بین!
بدان که هر کس جز ما خواست از قدرخویش کاست که ما آن خواسته از او باز
گیریم و به نیستی اش فرمان دهیم که هیچ چیز جز ما شایسته ی دل نهادن نیست
که خردمند، تنها به ما روی آرد و جز ما نخواهد.
باز نوشته ی منطق الطیر فرید الدین عطار نیشابوری
باز نویس عبد العلی غفوری
|
+| نوشته شده توسط
آیسان در چهارشنبه
1388/07/15
|